فرار کردن از نوشتن بزدلانه است، چه نوشتن در این جا، چه نوشتن متن؛ می دانم و با این وجود از نوشتن فرار می کنم!
شب ها به رمانم فکر می کنم، به رمان اخیرم فکر می کنم! تمام روز در هول نوشتنم، و نمی نویسم، فرصت که دست می دهم بنشینم پای نوشتن، هزا و یک کار دیگر را می گذارم پیش از نوشتن، فرار کردن از نوشتن بزدلانه است.
کارم همین است، که بگردم ببینم در چه چیزی خوب و آرام هستم و همان را از خودم دریغ کنم، چنان که گشتم و پیدا کردم که چه چیزی را دوست دارم و همان را از خودم دریغ کردم، ... تا کی؟ تا همیشه!
و می بینم روزی را که همه ی مدارک عالم را گرفته ام، همه ی پله ها را پشت سر گذاشته ام، هر چه امروز به تحسین نگاهش می کنم را به دست اورده ام و به خودم در آینه نگاه می کنم و می گویم « این نبود چیزی که می خواستی، این نبود چیزی که باید می بود!»
برچسب:
نویسنده: کیارش فلاح