وقتی برای رویش

متن مرتبط با «داستان» در سایت وقتی برای رویش نوشته شده است

شروع شده بود که داستان باشد، واقعی شد!

  • نیلوبلاگ

    برایم نوشته: « به نظرم تو ترس از موفقیت داری» گرسنه ام بود، تکه بزرگ شیرینی مربایی زیادی شیرین را به زحمت توی دهانم جا دادم و فکر کردم: « حالا که چی؟»هوا آن قدر کثیف بود که ماسکم بعد از دو ساعت قدم زد...

    ادامه مطلب
  • داستان شب

  • نیلوبلاگ

    به داستان شب احتیاج دارم! به آنی که میپرسد «خودت چطوری» و سعی میکند سرش را از توی لبتاب در نیاورد٬ ... تکنیک همین است٬ این سوالی است که راه درست کردن رابطه را باز میکند٬ همه میدانند کلید یک سوال و جواب خوب در یک رابطه خوب است و من دیگر گند همه چیز را در آوردهام. میکشدم بیرون٬ سلف ادبیات چهار سال بعد از روزهای ابری و بدن لخت خیابان٬ مینشینیم رو به روی هم٬ میگوید داری از اضطراب مضمحل میشو...

    ادامه مطلب