خرید بک لینک
تئاتر را ترجیح میدهم
گربهها را ترجیح میدهم
بلوطهای کنار رود وارتا را ترجیح میدهم
...
خودم که آدمها را دوست دارد را،به خودم که عاشق بشریت است، ترجیح میدهم
رنگ سبز را ترجیح میدهم
ترجیح میدهم برای هر چیزی
دنبال مقصر نگردم
استثناها را ترجیح میدهم
ترجیح میدهم زودتر از خانه بیرون بروم
ترجیح میدهم با دکترها، دربارهی چیزهای دیگر صحبت کنم
تصویرهای قدیمیِ پُر از خطهای ریز را ترجیح میدهم
مزخرف بودنِ شعر نوشتن را
به مزخرف بودنِ شعر ننوشتن ترجیح میدهم
اخلاقگرایان را ترجیح میدهم،
آنهایی را که هیچ وعدهای نمیدهند
منطقهی غیرنظامی را ترجیح میدهم
کشورهای اشغالشده را بر کشورهای اشغالکننده ترجیح میدهم
جهنمِ بینظمی را به جهنمِ نظم ترجیح میدهم
...
برگهای بدون گُل را به گُلهای بدون برگ ترجیح میدهم
سگهایی که دُمشان بریده نشده را ترجیح میدهم
کشوهای میز را ترجیح میدهم
صفرهای تنها را به صفرهای بهصفشده برای عدد شدن، ترجیح میدهم
تعیین زمان توسط حشرات را به تعیین زمان توسط ستارهها ترجیح میدهم
ترجیح میدهم نپرسم چقدر و کِی
ترجیح میدهم این احتمال را درنظربگیرم
که دنیا به یک دلیلی بهوجود آمده است...

ویسواوا شیمبورسکا( با اندكي دستكاري)

برچسب: نویسنده: کیارش فلاح تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 6:27

صفحه بندی