تمام شب قبل را تا صبح داشتم در خواب و بیداری میدیدم که مدادرنگی به دست دارم نقاشی می کنم٬ صبح که بالاخره به حالت عمودی برگشتم دلم میخواست وقتی شب میشود از کششم به خواب چیزی باقی مانده باشد٬ که زودتر بخوابم زودتر بیدار شوم٬ زودتر به کارها برسم. ... ساعت از یک و نیم گذشته٬ نه توصیه های فرانکل جواب میدهد نه ایده های سایر خرهای قبرسی دنیا٬ دارم به تاریکی نگاه میکنم و از حالا بابت کارهایی که فردا هم روی زمین میماند عزا داری میکنم!
پایان نامه به چهار ماه دیگر موکول شد٬ چند میلیون ضرر است و ادامه ی ملال...
نوشته بود کار کردن برای فرار از ملال درواقع ایده چرندی است چون اغلب خود کار کردن ملال آور است و کار نکردن هم... و تاکید کرده بود که کار بیشتر آدمی را ملال زده تر میکند... و یک دو جین استدلال و شرح بسط صحیح دیگر به مصداق پاک کردن اشک از گونه آن دیگری. و فلسفه که درد و درمان است.
برچسب:
نویسنده: کیارش فلاح
تاريخ: دوشنبه
8 خرداد
1396 ساعت: 6:27