گفته بودم که می توانم فرق واقع شده و مجاز را تشخیص بدهم، نمی توانم! نمی توانم و مهم نیست.
عکسی را نشانم داد از یک سال پیش، جای میز را عوض کرده ام از آن موقع، اتاق خالی تر شده است که ابتکار من نبوده، دیگر چی؟ هیچی، روی همان نوت های سال قبلم، همان کتاب سال قبل، همان حستگی سال قبل و دوباره فصل فالوشیپ دی سی است، فصل فالوشیپ های همه دنیاست و پایان نامه ام از یک سال قبل تا امروز یک میلی متر هم جلوتر نرفته است، حالم از یک سال قبل تا امروز یک میلی متر جلوتر نرفته است، کارم، زندگی ام، هیچ، هیچ، هیچ، ... لابد تنها کم خون تر شده ام، کم خون تر می شوم.
برچسب:
نویسنده: کیارش فلاح