و اگر آن آغوش را باز نمیکند آیا معنی اش این نیست که میاندیشد لیاقت این .... لیاقت این ... لیاقت این درد و خسران را داریم؟!
و اگر لیاقت مان تنها همین درد است٬ آیا فغان و شکوه بیمعنی نیست؟ و آیا بی محل نیست اگر راه بیافتم به دنبال درمان؟ چه اگر درمانی و دلسوزی بود٬ باید بشارت از جایی سر می رسید و پیکی پیامی می رساند!
پس نه! امکان زیستی دیگر یک سر مزخرف است٬ این همان چیزی است که برای آن آفریده شدیم! درد بی معنی٬ که لیاقتش را داریم.
برچسب:
نویسنده: کیارش فلاح