خرید بک لینک

چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۶

در آستانه یک پایان

یکی از روزهای چند هفتهی گذشته٬ فرار کرده از تحریریه و پناه گرفته در کتابخانه دانشکده ادبیات٬ در حالی که داشتم روی فصل سه #پایاننامه کار میکردم و استادم دوباره غیب شده بود٬ و کلافه بودم یاد نیلوفر افتادم٬ زمستان قبل در تبریز وقتی داشت پایان نامه مینوشت کنارش بودم و داشتم توضیح میدادم که چطور دچار وسواس شده ام و مدام روش و طبقه بندی اضافه میکنم و ...٬ برگشت رو به بچه های هم خانه اش گفت: این از وقتی دبیرستانی بود هم دانشجو بود٬ همه اش منتظر بود نوبت پایان نامه اش برسد٬ دوست داشت پایان نامه بنویسد و همه چیز را جدی بگیرد!
سر ظهری بی خواب در کتابخانه چرا یاد این یک جمله افتادم؟ داشتم غر میزدم و همین یک جمله بازم داشت٬ نیلو راست می گفت٬ همیشه منتظر بودم نوبت من شود و حالا وقتش بود٬ و یک بار دیگر در این جریان بسیار طولانی نوشتن پایان نامه لذت را کشف کردم و شروع کردم به کیف کردن با کار!
از اول باید استاد راهنما را می گذاشتم کنار٬ در دو سه هفته گذشته که خودم در مورد همه چیز اجتهاد کردم و هر طور به نظرم درست تر رسید کار را پیش بردم خوشبخت تر هم بودم!
امروز بعد از کلی دوندگی و خواهش٬ در حالی که دانشگاه اصرار داشت که فرصت قانونی برای دفاع در ترم شش تمام شده و باید برای ترم بعد ثبت نام کنم٬ بالاخره نوبت دفاع گرفتم٬ و در دو سه روز گذشته نه درست خوابیده ام٬ نه درست سر کار بودم٬ دیروز در آزمایشگاه و بعد در صف ویزا برای سفری در پیش هم داشتم روی پایان نامه کار می کردم٬ ویراستاری و غلط گیری و درست کردن زیرنویس ها و یادداشت ها هنوز مانده٬ اما خط آخر نتیجه گیری پایان نامه را همین چند دقیقه پیش نوشتم! کار را پست کردم خدمت استاد که تورقی بفرمایید تا کپی را ارسال کنم برای مشاور و داور٬ دیگر واقعا رو به اتمام است!
نمیشد زودتر تمامش کرد؟ چرا. حتما میشد اگر فکر نمیکردم که الزاما باید در مورد ادامه تحصیل بعد از ارشد٬ حین دانشجویی تصمیم بگیرم و اگر می دانستم که پایان نامه برای استاد راهنما و مشاور یک پول سیاه هم نمی ارزد و تنها کسی که مهم است نویسنده است و این که خودش دوست دارد کار را چه طور پیش ببرد!
هنوز نمی دانم هفته اینده٬ در چنین روزی وقتی هم از سفر هیجان انگیزم برگشته ام و هم پایان نامه را دفاع کرده ام٬ برای فردا چه تصمیمی خواهم گرفت٬ به هر حال هنوز فردا نشده.

نوشته شده توسط فاطمه در 4:47 | | لینک به این مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش فلاح تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 0:55

صفحه بندی