خرید بک لینک
... و ماه در آسمان نیست٬ طبق معمول درد دارد توی سرم راه می رود٬ نشسته ام در تاریکی به تاریکی خیره٬ می گویم شانس آوردم که این اوت هم تمام شد.

فالوشیپ دی سی! در تمام لحظه هایی که داشتم با فشار کار را پیش می بردم پس ذهنم همان آب در هاون کوبیدن بود و بس٬ خودم را دست می انداختم که اگر یک قرن وقت داشته باشم باز آن دم آخری یک چیز جا افتاده ای کشف خواهد شد٬ از صدقه سر نصفه بودن و چیزهای دیگر!

با این حال نوشته ام که باید ادامه داد و ادامه دادم با سردرد٬ جمعش کردم که ده سال دیگر به چنین شبی و چنین خیالی بخندم!

چقدر گذشته؟ ... نباید ساعت شمرد٬ می دانم٬ و باید دامن کشید٬ سخت گرفت وسکوت کرد...

برچسب: نویسنده: کیارش فلاح تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 18:48

صفحه بندی