خرید بک لینک

سه شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۷

چه جای تعجب اگر حاصل حرف زدن فقط سوتفاهم باشد؟ زبان در اصل و اساسش منشأ سوءتفاهم است٬ دلگیر نباید بود٬ باید تن داد و پذیرفت و راه آمد٬  این ها را برای خودم نوشخوار میکنم و میدانم بیمعنی تر از این که آدمی فکر کند کسی غیر از خودش٬ درک دقیقتری از مسالهاش دارد٬ هیچ چیز نیست.  منتظر بودن بیمعنی است٬ تاب آوردن بیمعنی است٬ مقاومت کردن بیمعنی است٬ و باید پذیرفت که دیگر نه «حقیقت» بلکه «حقیقتها» هستند که وجود دارند٬ که درک دیگران از آدمی صادقتر از درک آدمی از خودش است٬ که فاعل شناسا ناکارآمد و درگیر سوتفاهم است٬ که باید تن داد! 

دقیق اگر نگاه کنیم همه چیز در سلطه خلاصه است٬ و من هرگز آنارشیست نبوده ام و تنها چیزی که می خواستم پذیرش آن زیست دیگر بود که فاعل شناسا خودش حاضر نیست بر صحت و حقیقتش مهر تایید بزند! تمام چیزی که می خواستم همراهی با آن من نادیده گرفته شده بود٬ با «فانتزی» که کودک رها شده پشت در است منتظر ماشین حمل زباله٬ ... با آن «اگر می شد چه می شد» و آن لحظه طلایی اشتراک در حس عمیق ناتوانی که پیشتر پذیرفته شده است! و اگر همه آن کنترل ها و پذیرش ها نبود آدمی حالا اینجا که ایستاده نبود٬ اما هنوز و همیشه کم است و ناقص است و بیشترش طلب می شود فراتر از مرز نامرعی بودن٬ روی خط «نبودن»...

جست و جوی آنچه حقیقی است با جست و جوی آنچه دلخواه است فرق دارد* و برای کسی نوشته ام که بیش از هر چیز گیج و ناتوان از حرکت هستم چنان که در آن روز برف گیر شدنم در کوه، .... و می دانم که دیگر (چنان که هیچ وقت) مهم نیست که آدمی چه تصمیمی می گیرد بلکه تنها مهم است که تصمیمی گرفته شود و هر چه هست روی میز بازی بیاید٬ چنان که آن روز روی اسب بود و تنها وقتی بازی بر سر «همه یا هیچ» باشد٬ خون می دود توی رگ ها و امکانات بالفعل می شود و ایمان برمی گردد ....

*فرازی از سیزوف کامو، که هنوز بر سر این که سی زِف است یا سیزُف، یا سی زی ف بحث است!

نوشته شده توسط فاطمه در 3:9 | | لینک به این مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش فلاح تاريخ: پنجشنبه 20 ارديبهشت 1397 ساعت: 1:27

صفحه بندی