خرید بک لینک
سردرد است که رها نکرده، رها نمی کند، ... داستانی شده، مدام به عبارت هایی که باید نوشته شود فکر می کنم، خلاقیت های کلامی، بعد وقتی می نشینم که بنویسم دیگر هیچ چیز نیست.

تمام روز را کار کرده ام حاصل شده ام این، تنها یکی از چهار گزارشی که باید را تمام کرده ام، ... شب است، خانه را بوی سیر پر کرده، سر درد خسته ام کرده، حرافی، میل به نوشتن بی این که چیز قابل قبولی حاصل شود، طبق معمول حراس از دست دادن دارم، که روزی می رسد که این ها را بخوانم و دیگر هیچ چیز نباشد، سری برای درد کردن، بوی سیر، یا نایی برای نوشتن. آن وقت از خودم می پرسم که حالا که هستند چی؟ و باز همه چیز از یادم می رود.

مزخرف این است که تمام هفته را منتظر اخر هفته می مانی، آخر هفته را نمی دانی چه طور تمام کنی تا شنبه شود!

خوبی اش این است که هفته قبل اقلش یکی از مقاله هایی که باید را تحویل داده ام، حالا امروز که بیست و پنجم است، برای خودم نوشته ام که اگر روزی یکی از آن چهار تا گزارش را آماده کنم می توانم فرم را سر موقع تیک بزنم، فالوشیپ دی سی منتطر است! آره، چرندیات!

فرقی نمی کند! با این سر درد، جان بکنم هم آن چیزی که باید در ترکیب کلمات نمی نشیند، می گویم شاید وقتی دیگر، آن وقت دیگری که بعدش هیچ چیزی نباشد!

برچسب: دانلود افرا یا روز میگذرد,افرا یا روز می گذرد,روز ها می گذرد,هر روز که می گذرد, نویسنده: کیارش فلاح تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 18:48

صفحه بندی